ثمین وروجک
سلام به عزیزانم.
ثمین خانوم اینروزا خرابکاری زیاد میکنی،چون میخای از همه چی سر در بیاری.دیشب رفتیم فروشگاه رفاه برای خرید.تو رو نشوندیم قسمت جلوی سبد.یه نیم ساعتی که گذشت دیگه هر چی رو که برمیداشتیم اول باید دست شما میدادیم تا بررسی کنی و بعد آبجی ثنا چک کنه ببینه علامت استاندارد داره یا نه،و در انتها وارد سبد میشد.برای همین خریدمون خیلی طول کشید.هر چی رو هم که از دست ثمین خانوم میگرفتیم که نکنه تو دهنش ،یه گریه ای سر میداد که مردم فکر میکردن زدیمش!
خسته برگشتیم خونه.بابا برای بالانس کردن چرخهای ماشین رفت بیرون.وقتی داشتم خریدها رو سر جاهاشون میزاشتم،سبد پیاز و سیب زمینیها رو خالی کردی کف آشپزخونه.
بازم خدا رو شکر که ثنای مهربون دلش به حال مامان سوخت و همه رو جمع کرد و گذاشت سر جاش تا من لباسهای ثمین رو عوض کردم.بعد هم که بابا رسید جارو برقی رو برای ثنا گذاشتن تو آشپزخونه و دختر گلم جارو زد.
دست گلت درد نکنه.هر چی که ثنا برای بازار و خرید اذیتمون نکرده حالا ثمین خانوم یه جا داره تلافی درمیاره..gif)



روز جمعه ی اون هفته یه کم دور موهات رو مرتب کردم.خدا رو شکر دختر خوبی بودی و اذیت نکردی

بعدا نوشت:ثمین خانوم عاشق ماسته.اگه هر روز ماست نخوره روزش شب نمیشه.وقتی سطل ماست رو میبینه دیگه امون نمیده و با اون صدای ظریفش مرتب میگه:ما ما ما....
در ضمن عاشق ماه هم هست.هر وقت شب میریم بیرون انگشتش به طرف ماهه و هی میگه ماه ماه.وقتی هم که هوا ابریه و ماه تو اسمون نیست هر چراغ بزرگ سفیدی رو که میبینه با ماه اشتباه میگیره و میگه ماه!!



ثمین وروجک
